خرید بک لینک
همیشه یه جوری ببینید، بشنوید، بچشید، حس کنید که انگار اولین بارتونه و یه جوری لذت ببرید انگار آخرین بارتونه.

شیخ ساده


بچسبد به: دنیا از شیشه عینک من , فان

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

اینجا همیشه یه جایی واسه کشف کردن هست. اول از چیزای بزرگ شروع میشهشهربازیا، رستورانای معروف، پاساژایبزرگ، برجها. بعد یواش یواش میری سراغ کشف جاهای کوچیکتر و خلوت تر. غذاخوریای کوچیک، پارکای محله ای، کافی شاپای دنج، کوچه های کم رفت و آمد، یه بلالی به خصوص تو دربند، یه نیمکت به خصوص تو فلان پارک و ... بعد از همه ی اینا، بازم تو این شهر درندشت جاهایی هست که میتونه کشف تو و فقط توباشه بین میلیونها آدم

برچسب: تهران, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

بوسیله سایت good reads یه ایمیل از یه نفر دریافت کردم که بهم گفته اگه دوست داری و سوالی داری از جان گرین میتونی بفرستی و ما تعدادی از سوالای جالب و با جوابشون تو روزنامه YA اکتبر چاپ میکنیم.

به بهانه کتاب جدیدش Turtles All the Way Down

+ هیجان انگیزه. خیلی خیلی.

ولی سوالم چیه؟ مهمترین سوالم؟


بچسبد به: دلبریای زندگی , من یه دچارم

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

image
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

سادگانه
ساده شناسی
صندوق پست
آرشیو
عناوین متن ها

Instagram


cåTëgoriës


برچسب: میزنم, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

چیزی که میخوام؟

یه زندگی مستقل. واقعا مستقل. تو یه خونه جدا با درآمد جدا و خرج جدا و زندگی جدا.

آره بعنوان یه دختر، یه بچه(!) هیژده ساله، یه آدم مذهبی، یه عضو از یه خونواده سختگیر.

درست و غلطشو کار ندارم. مخم سوت میکشه وختی میرم سراغ مشخص کردن درست و غلطش و چجوری و فلان.

فقط چیزی که میخوام اینه.

+ و من یه بزدل احمقم که از این آرزو میترسم. از اتفاقایی که ممکنه برام بیفته سرش.


بچسبد به: من یه دچارم

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

+ سر همین اتفاقاس که میگم میخوام ول کنم برم. خب نرفتیم که نرفتیم. شما بیرون گود نشسین میگین لنگش کن. اصا دلمون نخواسته. که چی؟ هرچی شما بگی؟ بعدم عین چلاقا. با این هماهنگ میکنم با اون هماهنگ میکنم بیاد فلان کارو کنه، فلان جا برسونه، تنها فلانه، چن تا زن بدون مرد بهمانه. اصا بام تهران بخوره تو سرم. نمیرم تا روزی که خودم تنها پاشم گز کنم خیابونو برسم. چه فاجعه ای میخواد بشه؟ خب بشه. در عوض خودم پا خ

برچسب: میگیره, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

من یه مریضم که تا چن سال دیگه هیچ قاعده و قانونی، چارچوبی تو ذهنش معنی نداره و تو خیابونا دنبالشن چون برا جامعه خطرناکه.

بستنی ام دوس داره.


بچسبد به: من یه دچارم

برچسب: معنایی,اونقدرام,هیجان,انگیز, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

رویایی که هی روز به روز تکمیل تر میشه.

- بردگیم باشه.

- رنگی باشه.

- از اون دستگاهای موسیقی شانسی که وی داشت، داشته باشه.

- فقط انواع و اقسام قهوه و بستنی سرو کنیم توش.

- فضای باز باشه که ترجیحا بشه از اون اسپری آب خوبا تعبیه کرد توش.


بچسبد به: دلبریای زندگی , دریمی

برچسب: سادگانه, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

من واقعا یه چیزی تو مایه های چند شخصیتی ام. یا اسکیزوفرنی شاید. افسردگی هم. نمیدونم. نمیفهمم. واقعا این نیس که بخوام افه و فلان بیام و هی من دیوونم روانی ام راه بندازم چون شعراشون قشنگه.واقعا نگرانم. واقعا خسته م. از اینکه هی عین ماز میرم تو رگای متفاوت و هی به یه چیزی میرسم که یا قبلیا رو نقض میکنه یا یه چیز جدید اضافه میکنه یا همه چیو میبره زیر سوال یا یه قسمتیو تشویق میکنه یا هر مزخرف دیگه ای و

برچسب: شاعرانه,دستمالی, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

image
اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

سادگانه
ساده شناسی
صندوق پست
آرشیو
عناوین متن ها

Instagram


cåTëgoriës


برچسب: میدون,آزادی, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 13:37

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: شنیده,کرده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

یک سال پیش همین موقعا بود که روزشمارمو ساختم و از خودم پرسیدم تو هیژده سالگی ادم باید چه کارایی بکنه؟ خب اونقدرام ناامیدکننده نبود. اولا که هیژده سالگی رو با رای دادن و گرفتن گواهینامه و باز کردن حساب بانکی مستقل، خیلی عمیق لمس کردم. دومش اینکه درسته نتونستم یه صندوق از اون خرت و پرتا جمع کنم یا مثلا سفر تنهایی برم، اما سعی کردم یه هیژده ساله ی بهتر باشم نسبت به هیوده ساله ی خودم. با جسارت تر، عمی

برچسب: کارهایی,هیژده,سالگی,باید,انجام, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

موزیک ماشینو دادن دست من همه حالشو دارن میبرن :)) رگ خواب همایون شجریانو گذاشتم، مهرماه میگه به سنتون نمیخوره اینا، شما باید رپ گوش کنین :))
بچسبد به: دلبریای زندگی

برچسب: شنیده,کرده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: شنیده,کرده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: شنیده,کرده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

راس میگه مامانم.

اولین چیزی که به ذهنم رسید و به دلم رسید این بود که چقد ناراحتم از اینکه دیگه اینجا زندگی نمیکنیم.

ولی یه چیز دومی هم به ذهن و چشمم اومد که نمیخوام بگمش.

ولی در کل.

راضی ام که اومدیم ولی در این لحظه خوش حال نیستم.

هنوز به خود تهران عزیز غم انگیز و زیبا و مغرورم نرسیدیم.


بچسبد به: دلخوریای زندگی

برچسب: شنیده,کرده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: راهی,باید,بگذرم,نیست, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: میتونه,العاده,باشه,میتونه,بریزه, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمامچون روی آینه که به نقش و نگار نیستچون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوستآن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیستمولانا سادگانهساده شناسی صندوق پستآرشیوعناوین متن ها cåTëgoriës

برچسب: قرارداد,نوزده,نوزده, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 21:30

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

برچسب: شبشبیخون, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

برچسب: مصائب,زندگی, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

مسابقه اولمون با اون یکی باشگاه بود. بعد از کلی معطلی و بیکاری یه کم سِر شده بودیم. اولشم گفتن اونا کامل نیسن میخواستن بازیو لغو کنن ولی خب ما اعتراض کردیم.بازی شروع شد.نیمه اول فقط اونا سه تا پنالتی گرفتن ک دوتاشو گل کردن و هیچ گل دیگه ای زده نشد و دو هیچ عقب بودیم ولی خب اصلا قرارمون نبود تو مرحله اول ببازیم. پس نیمه دومو فقط زدیم و ده دو بردیم. بازی بعدی خوردیم به زیبا اینا. مساوی شدیم کار به پ

برچسب: قهرمان, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

باختیم. از مرضیه اینا. همونجور که دیروز اولین برد زندگیمونو داشتیم امروز اولین باخت زندگیمونو داشتیم.و عجیب و غریب ریختم بهم. قبل از رفتن میخواستم اینجا بگم از باختن بدم نمیاد، از باختن میترسم. و ما باختیم. و من ناامیدترین آدم کره ی زمین شدم. و هنوزم هستم. و ترجیح میدادم و میدم با تیمم حرف نزنم تا تو روحیه اونا تاثیر نذارم. شانس اوردیم مسابقه های بعدیو گذاش یه روز دیگه. وگرنه با این حس بد تِر میزد

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام
چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
چون ساده شد ز نقش،همه نقش ها در اوست
آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست

مولانا

برچسب: خوابه,دَنگه, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

بذارید اعتراف کنم

حسای امشبو، اتفاقات، صداها، دیالوگا و اون یادداشتا. اونقد دوسشون دارم که دلم نمیخواد با هیچکس شریک بشم. دلم میخواد بگیرم همه شونو تو بغلم و سفت بچسبم و خودم تنهایی هی مرور کنم هی حالم خوب شه. هی کیف کنم.

حالا شاید فردا پس فردا راضی شدم باهاتون شریک شم :)

+ شایای دوس داشتنی... طاهای با پرستیژ میلاد خندان مهربون صبای ساده ی بانمک


بچسبد به: مُسَکِّن

برچسب: خوابه,دَنگه,دَنگه,دَنگه,دَنگه, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

آبا که اسپری میشد انگار جون دوباره بود. روح بود. شوق بود. بوی بارون بود.

+ یه جایی که قشنگ و دلبر بود.و باب پاتوق شدن. هرکدوم اومدین شیراز بگین یا خودم میبرمتون یا آدرس میدم برید این جای خوشگلو که کافه و کتاب و هنر و گل و شیرازو باهم داره رو ببینین.


بچسبد به: دلبریای زندگی

برچسب: خوابه, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

باختیم. سوم شدیم.

وختی تموم شد و حذف شدیم فهمیدم اونقدام مهم نی.

رفتم یه نوشابه قوطی زرد و دوتا بستنی خریدم واس خودمو زیبا.

زیبا اینا ما روبردن و دوم شدن. دوس داشتم اول شن ولی بازم خیلی مهم نی انگار.

الان رو نیمکت کنار زمین نشسم دارم دنگ شو گوش میدم و دارن مسابقه پنالتی میدن.

تا چارونیم اینجا وقت آزاد داریم و بعدم مسابقه پسراس که منتظرم شرو شه و لذت ببرم.


بچسبد به: its ok

برچسب: مبتلا, نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 18:22

صفحه بندی